توضیحات کتاب پدرم - بیشک عشق و دوست داشتن مبهمترین کلمات تاریخ هستند که هر کسی از منظر و دیدگاه خودش تعریف متفاوتی از آنها دارد. جالب آن است حتی زمانی که داستانها و رمانهای عشقی را میخوانیم و یا موضوعی را در این باره برای ما تعریف میکنند به تفاوتی که در نوع عشق و دوست داشتن آنها موجود است پی میبریم.
اما آیا عشق مقام والاتر و مقدستری دارد یا دوست داشتن؟ و اصلا تفاوت عشق و دوست داشتن در چه چیزی است؟
بخشی از متن:
من که دیدم کار از کار گذشته پا به فرار گذاشتم و از ترسم به پشت سرم نگاه نمیکردم. سربازها هم دویدن به دنبال من، یکی از آنها مدام فریاد ایست سر میداد تا این که تهدیدش جدیتر شد و گفت: اگه نیاستی شلیک میکنم. ایست، ایست!
و ناگهان شلیک کرد. گلوله خورد به دست راستم و ساک از دستم افتاد. فرصت برداشتن ساک را نداشتم و بدون آن فرار کردم. گلوله خورده بود به بازوی دست راستم و با دست چپم محل اصابت گلوله را فشار میدادم. یکی از سربازها رفت به سمت ساک و آن دیگری همچنان در تعقیب من بود. سربازی که به سمت ساک رفته بود گفت: ولش نکن اون یه خرابکاره، داخل ساک پر از اعلامیه است.
نفس نفس زنان پیچیدم داخل یک کوچه تا از دید سرباز پنهان شوم، اما او دست بردار نبود و بعد یک کوچه دیگر و دوباره یک کوچه دیگر. ای وای خدای من این کوچه بنبست است! دیگر اطمینان داشتم که گیر میافتم و خودم را برای دستگیر شدن آماده کرده بودم. از فرط خستگی تکیه دادم به یک درِ چوبی که پشت سرم بود. در باز شد. انگار دنیا را به من داده بودند. بدون هرگونه فکری درباره درست یا غلط بودن کارم وارد خانه شدم و در را بستم و...
چکیده کتاب پدرم : این کتاب، به شما کمک میکند تا درک کنید که عشق واقعی چه مشخصاتی دارد، هدف و مسیر زندگی را بر چه اساسی باید انتخاب کرد و مهمتر این که در بحرانهای زندگی چگونه باید تصمیمی درست گرفت.