کتاب فرشته خون خواهی - سال ها بعد همه چیز را درباره او و آن لحظات فهمیدم. وقتی خاطراتش را خواندم. نوشته هایش من را با زندگانی عجیب و پرماجرایش آشنا کرد. با کنار هم قرار دادن وقایع ذکر شده در آن یادداشت ها و دیده ها و شنیده هایم. حالا دیگر عمه ام. "سارات"برایم غریبه نبود. وقتی خواندن را تمام کردم، همه رازهایی که می خواست بدانم، برایم آشکار شدند. گمانم همچون نوزادان مبتلا به یک بیمار ی خونی پنهان، بعضی از آدم ها محکوم به داشتن میراثی وحشتناک به دنیا می آیند؛ حکم من هم دانستن و درک کردن بود و...