کتاب گره کور - زندگی من با وزش یک طوفان سهمگین که مرا به سوی جهنم راند، زیرو رو شد. درحالیکه نه خطایی مرتکب شده بودم که سزاوار این عاقبت باشم و نه مشارکتی در این اتفاقات داشتهام. «گیزم» ابتدا در بیمارستان و سپس در یک کلینیک خصوصی بستری میشود. در فضای محدود کلینیک، با زن جوانی که درگیر ماجراهایی باورنکردنی شده و با دکتر «اورهان» که توجه خاصی به او دارد، آشنا میشود. مدتی بعد گیزم میتواند دری را که هویتش پشت آن محبوس مانده، اندکی باز کند. بعد از به دست آوردن حافظهاش، با توطئهها، دسیسهها، اتفاقات و نیز با ترکیهای روبهرو میشود که گرفتار گردباد سیاسی بزرگی شده که دارد این روزهای سرگیجهآور را به درون خود کشیده و با خود میبرد و...