کتاب جایی برای آواز خرچنگ ها - صبح روز سی اکتبر، جسد "چیس اندروز" در باتلاق فرو رفته ، باتلاقی که می تواند جسد را آرام آرام، جذب و برای همیشه در دل خود پنهان کند. یک باتلاق همه چیز را درباره مرگ می داند، مرگ برای یک تراژدی و البته یک گناه نیست. اما امروز صبح، دو پسر بچه که اهل آن دهکده هستند، با دوچرخه هایشان به خارج از شهر و به طرف برج آتش قدیمی رفتند و در سومین پیچ جاده، کت کتان او را دیدند و...