من و هایدی لانگ در رستورانی در مرکز شهر داشتیم با هم حرف می زدیم. هنوز میز را جمع نکرده بودند و روی آن مقداری خرده ریز و شاید هم دو جام شراب بود. به گمانم داشتیم درباره ی فیلمی از کینگ ویدور بحث می کردیم.
در جام های مان کمی شراب باقی مانده بود. با شروع ملال حس کردم دارم خود را تکرار می کنم و چیزهایی می گویم که قبلا هم گفته ام و خانم هایدی هم این نکته را می داند و فقط همین طوری به حرف هایم گوش می دهد.
ناگهان به یادم آمد که هایدی لانگ مدت ها قبل مرده بود. او روح بود و خودش نمی دانست. من نترسیدم؛ فقط احساس کردم درست نیست و شاید هم از ادب به دور است که به او بگویم که یک روح است، یک روح زیبا. پیش از آن که بیدار شوم، این رویا جای خود را به رویایی دیگر داد و...
( فروشگاه اینترنتی دین بوک )
چکیده کتاب اطلس : این کتاب، از سری سفرنامه های اسپانیایی، نوشته ( خورخه لوئیس بورخس ) و ترجمه شده به قلم شیوای ( احمد اخوت ) بوده که توسط انتشارات گمان تهیه و روانه بازار شده است.