کشور در بهت فرو رفته بود، پکستن و کویینی حیرت زده ایستاده و به تلویزیون خیره شده بودند، هنوز هم نمی توانستند چیزهایی را که می دیدند و می شنیدند باور کنند. دقایقی بعد که مادر پکستن به خانه آمد آن ها هنوز ایستاده بودند و در حالی که اشک می ریختند به تلویزیون نگاه می کردند. او هر جمعه بعدازظهر به آرایشگاه می رفت و آن روز هم از همان جا برمی گشت.
اخبار را در آن جا شنیده بود و با قیافه ای گرفته در اتاق نشیمن به آن ها پیوست. چند نفر از زنان با موهای خیس به خانه رفته بودند و بیشتر آرایشگران نیز در حالی نبودند که بتوانند کارشان را تمام کنند، همه گریه می کردند و...
چکیده کتاب پیام : این کتاب، از سری داستان های جذاب آمریکایی، نوشته ( دانیل استیل ) و ترجمه شده به قلم شیوای ( فرشته پزشک ) بوده که توسط انتشارات جاجرمی تهیه و روانه بازار شده است.