کتاب حاضر با داستان و تصاویری جالب و بامزه مناسب برای گروه سنی “ج” می باشد. اسم دختر بازیگوش و بامزۀ قصه ما در واقع “پنلوپه جونز” است و پنی قشقرق لقبی است که پدرش برای او انتخاب کرده! امروز حال پنی قشقرق خیلی گرفته است و چیزی که او را غمگین تر کرده ماندنِ دخترعمه اش در خانه آنها است. با آمدن بهترین دوستِ پنی که بخاطر شپش موهایش را کچل کرده است جرقه اولین ایده ی درخشان منحصر به فرد در “پنی قشقرق” زده می شود و تصمیم می گیرد که آرایشگر شود!زیرا این تنها راهی است که از طریق آن می تواند بدهی اش را به مادرش بدهد و با دیسی به دیدن نمایش میمون دیوانه برود!
گزیده ای از کتاب
یکهو جورجیا می مورتون جونز زد زیر گریه، چون بَری افتاده بود به جان موهایش که روی زمین ریخته بود و داشت آن ها را می جوید. همین جا بود که آخرین ایده ی درخشان منحصر به فردم به ذهنم رسید: باید موهای جورجیا می را دوباره می چسباندیم به کله اش.
فکرم حرف نداشت، فقط وقتی کارمان تمام شد کله ی جورجیا می اصلا مثل قبلش نبود. هر تکه از موهایش یک اندازه ای شده و یک داریره ی بزرگ هم وسط کله اش خالی مانده بود. آخر مو کم آورده بودیم، چون بری مقداری از موها را خورده بود و کلی از موها را هم باد برده بود توی باغچه.