کتاب همه روزهای رفته - « مونا » عروسک ساز است. در کارگاه خود در یک شهر ساحلی آرام عروسک های چوبی دست ساز و زیبا می سازد. عروسک هایی منحصر به فرد که هر کدام معنایی پنهانی دارند و ارتباطی با گذشته ای که مونا هرگز آن را نپذیرفت. ساخت هر عروسک جدید مونا را با خودش به زمانی کاملا متفاوت می برد؛ به بیرمنگام به دوران پر شور و هیجانی که مونا یک دختر جوان ایرلندی در شهری بزرگ بود؛ بایک شغل جدید و یک اتاق مخصوص خودش در پانسیونی شلوغ. به شب اولی که از شهر بیرون می رود، همان جایی که « ویلیام » را ملاقات می کند پسری ایرلندی با لبخندی مهربان و چهره ای گشاده و اتفاقاتی که هرگز فکرش را نمی کرد و...