مارتین هایدگر، در مقالۀ «پرسش از تکنولوژی» اظهار میدارد که خطری زیانبارتر از خطر انفجار اتمی بشر را تهدید میکند؛ و این خطر عبارت از این است که آدمی شیوههای دیگر تفکر را از یاد برده است و اکثریت جهان با شیوۀ دیگری از تفکر، غیر از تفکر متافیزیک یونانی، که تمدن غربِ جدید آن را نمایندگی میکند، آشنا نیست. فلسفۀ تطبیقی و توجه به شرق و مطالعات حِکمی و فلسفی در بارۀ بودیسم، اسلام، عرفان و تصوف شرقی و مقایسۀ میان اندیشههای معنوی شرقی و فلسفههای متافیزیکی غربی در صدد است شیوههای تفکرِ از یادرفته را دوباره در ذهن و احساس بشر زنده کند. شیفتگان عقلانیت جدید، بر اساس تفسیر خطی از تاریخ و «اصل پیشرفت»، عالَم مدرن را بهترین عالَمی میدانند که بشر میتوانسته است از آن برخوردار باشد. لیکن، رهروان طریق فلسفۀ تطبیقی «اصل پیشرفت» را که یکی از مبادی نظری مهم دوران مدرن است، نوعی مغالطه و توهمی بیش نمیدانند و میکوشند در پرتو بصیرتهای بنیادین مستتر در سنن نظری شرقی و پیشامدرن روزنههایی را به سوی جهانی تازه بگشایند و با کشف روح مشترک همۀ سنن بزرگ معنوی تاریخی در برابر خشونت روزافزون جهان کنونی راهی به سوی وحدت متعالی انسان در سراسر کرۀ خاک بیابند.