آمادهی سفر به دنیایی پر از شکلات باشید؛ همان چیزی که خیلی از ما دیوانهاش هستیم. کوکو عاشق شکلات است. روزهایی که به مادرش برای ادارهی مغازهی شکلات فروشی شان، الکورازون، کمک نمیکند، مشغول سرهم کردن ترکیبات شکلاتی جادویی و وسوسه برانگیز برای مشتریان عاشق شکلاتشان است. اما میان این همه شیرینی، چندتا مسئله کوکو را به دردسر انداخته است. بهترین دوستش، لئو، که او هم شکلات ساز ماهریست، دیگر با او حرف نمیزند، الکورازون در آستانهی ورشکستگیست و مادر کوکو به این فکر میکند که در آنجا را تخته کند. مدتی بعد، رویاهایی از گنج درختی کهنسال در جنگلهای آمازون، او و لئو را به اعماق جنگل می کشاند. کوکو شک ندارد که میتواند درخت رؤیاهایش را پیدا کند و الکورازون و زندگیشان را نجات دهد… اما آیا واقعا همهچیز همانطور که کوکو تصور میکند پیش میرود؟ کتاب شکلات وحشی
برشی از متن:
شهر ما به خاطر رودهای داغی که مثل رگ های خونی زیرزمین می تپند، هارت بیت اسپیرینگز نام دارد، یعنی چشمه های قلب تپنده. آن ها موزون و با صدایی بم می جوشند؛ تاپ تاپ تاپ. و این تپش در حیاط ما از همه جا قوی تر است؛ در این نقطه، آب داغ از زمین می جوشد و با سرمای برف آب شده ی کوه ترکیب می شود تا بهترین دما را بوجود بیاورد. بالای رودخانه و پایین رودخانه بیشتر مواقع پوشیده از یخ است، جز تعداد کمی از گوشه های دنج دیگر که شبیه کنج ما هستند.