توضیحات کتاب سوگ چیزی است که پر دارد - بخشی از متن:
اولین برخوردی که با همدیگر داشتیم، خیلی رمانتیک، ناشایست و پر سر و صدا بود. با من بد رفتاری شد. تق تق. ساختمانی دو خوابه در طبقه بالا. با سطحی سوراخ و خاردار. آرام از کنار دیوار به بالای اتاق کوچک شیروانی رفتم تا بچه ها را که با ملحفه ای پنبه پوشانده شده بودند و به آرامی خوابیده بودند ببینم.
با سر خوشی بچه های بی گناه را صدا زدم. پارچه های کهنه، مطبوعات، وسایل و کل فضا پر از سنگینی بود. بر همه وسایل مادر فوت شده از مدادهای ابرو او گرفته تا کت و چکمه هایش گرد غم نشسته بود. پایین پله هایی که مادر مرده بود، صدای خش خش و خراش چنگال های بلند و در هم پیچیده در اتاق فعلی پدر که اتاق پدر و مادر بود، کم شد.
من ( هرنه ) شکارچی بی شاخ بودم. او این جا است. بیرون. به سلامتی می نوشد. به سمت پایین روی آن خم شدم تا دهانش را بو کنم. نشانه هایی از پرچینی داغان و خراب، بطری های آبی رنگ. دهانش را باز کردم و استخوان ها را شمردم. مقدار کمی خوراک را روی دندان هایش گذاشتم. دندان هایش را تمیز کردم. زبانش را بالا برد. لحاف پر را به هوا پرت کردم و...
چکیده کتاب سوگ چیزی است که پر دارد : این کتاب، از سری داستان های انگلیسی، نوشته ( مکس پورتر ) و ترجمه شده به قلم شیوای ( بهنود فرازمند ) بوده که توسط انتشارات افراز تهیه و روانه بازار شده است.