توضیحات کتاب سماع در سنگستان - در روزگاری که حلقه مرگ از هرزمان تنگتر شده، شاید انتشار مجموعه شعر خندهدار و بیمعنی به نظر برسد اما ( ویسواوا شیمبورسکا ) در کتاب آدمها روی پل میگوید: خندهدار بودن شعر گفتن را به خندهدار بودن شعر نگفتن ترجیح میدهم.
شعر همان دانههای درخت مقدس است که باد میپراکند تا اگر نمیتواند تمام برفها را آب کند، دستکم به اندازۀ بنفشههای آفریقایی یا گلدان بونسای گلکاغذی، تصور آفتابی ملایم و روزهای روشن رویش را در ما زنده نگه دارد.
شعر شکل امیدواری من است. دنبال کردن رویایی به سبکبالی و خوشبختی پروانهای سرخابی است؛ به همان اندازه غیرمنتظره، بیپایان و پاک.
به امید آشتی ما با خویشتن انسانیمان، با دیگران، با طبیعت و عبور از بحرانها به سمت همصداییها، هماهنگیها و تفاهم و...
( فروشگاه اینترنتی دین بوک )
چکیده کتاب سماع در سنگستان : این کتاب، مجموعه شعری است که همه را به رقصیدن به رغم تمام سیاهیها دعوت میکند. دریچهای است با تنها یک منظره: گلهای عسلی خودرویی، سربرآورده از شکاف آسفالت خیابان!