کتاب درخت نفرین شده درباره درختی جادویی است. همان طور که از نامش پیدا است، یک درخت تنومند و ترسناک بیشتر از صد سال است که در کمین نشسته است تا یکی از وارثان خاندان کریت را ببیند. می گویند این درخت که شاخه هایش را در آسمان شب می گستراند، نفرین شده است. در همین حین است که تاورین کریت با مادرش به خانه اجدادی خود می آیند. به تاورین که یک پسر یازده است گفته اند که نباید به جنگل تاریک وارد شود. اما او بازیگوش است و پنهانی وارد جنگل می شود. زمانی که او و دوست جدیدش به جنگل وارد می شوند، پسری را می بینند که در کلبه ای کوچک در دل درختان زندگی می کند و بسیار عجیب و غریب است. کار در نهایت به جایی می رسد که به آنها گفته می شود باید درخت نفرین را پیدا کنند. اگر علاقه مند شدید تا بدانید این بچه های کنجکاو می توانند درخت را پیدا کنند و یا در مواجهه با جادوی سیاه چه کارهایی از آنها سر خواهد زد، این کتاب منتشر شده در انتشارات پرتقال را تهیه و با قهرمان داستان همراه شوید.
می توانید قسمت هایی از کتاب درخت نفرین شده را در اینجا بخوانید:
تاو نزدیک جنگل درنگ کرد. آفتاب بی رمق عصر، پشتش را گرم می کرد، ولی نسیمی که موهایش را به هم می ریخت، سرمای گزنده ای داشت. اولین چهارشنبه ماه اکتبر بود. تابستان تمام شده و پاییز از راه رسیده بود. با دقت به درخت ها نگاه کرد، ولی فقط تا پنج شش متر پیش رویش را می توانست ببیند. تنه سیاه درخت ها در هم فرو می رفتند و شاخه هایشان، تارهای درهم تنیده ای را پدید می آوردند و نور را خفه می کردند. تاو اخمی کرد و زیر درختان پناه گرفت. اتفاقی نیفتاد.
البته که اتفاقی نیفتاد. تاو توی دلش گفت به خود بیا. به خودش قول داده بود که اوضاع در ویرجینیا فرق کند و شجاع تر باشد. پس شجاع باش.
تاو شانه هایش را صاف کرد، کوله پشتی اش را تنظیم کرد و زیر چتری از برگ ها را به راه افتاد. حواسش بود در جایی راه برود که هنوز نور بر آنجا می تابید.
مطالعه کتاب درخت نفرین شده به نوجوانانی توصیه می شود که ممکن است در زمان هایی احساس تنهایی بکنند و ترس به سراغشان بیاید. آنها با خواندن این داستان می توانند کمی بر حس تنهایی خود غلبه کنند و به این بیندیشند که داشتن دوستان خوب و خانواده همیشه می تواند آنها را در برخورد با مشکلات زندگی کمک کند