کتاب ح دو چشم - کارد را تا دسته فرو می کنم توی قلبش. درست وسط قلبش و بعد با تمام نیرو آن را از سینه بیرون می کشم و به خون سرخ و تازه ای که از دسته اش روی دستم جاری می شود نگاه می کنم. بعد می روم جلوی تلویزیون روی مبل لم می دهم و یک لیوان دوغ شور، شور شور را با خیال راحت تا ته سر می کشم و یک نفس عمیق می کشم و هی از این کانال به آن کانال و...