مینلی نزدیک کوه بیثمر در روستایی فقیر زندگی میکند. سالهاست که روستا رنگ خوشبختی ندیده است. مینلی در مزرعه کار میکند و تنها دلخوشیاش قصههایی است که پدرش برای او میگوید. پیرمرد قصههای پدر، جواب همه سوالات را میداند. مینلی تصمیم میگیرد پیرمرد را پیدا کند…