عادت «ناخن جویدن خرسی» از زمانی پیدا شد که به کلاس اول رفت. توی مدرسه به خواهرخرسی و دوستانش خیلی خوش میگذشت، اما آنها خیلی درس داشتند، از ریاضی و املا گرفته تا کلی تکلیف که باید انجام میدادند. برای همین خواهرخرسی استرس میگرفت و مدام ناخنهایش را میجوید. اصلاً هم حواسش نبود که دارد چهکار میکند. حتی گاه سر انگشتانش زخم میشد. راستش را بخواهید خود خواهرخرسی هم از این وضعیت راضی نبود، اما نمیدانست باید چهکاری انجام دهد تا این عادت بد از سرش بیفتد. شاید چسب زدن به سر انگشتان یا دادن جایزه و پاداش راهحلهای خوبی باشد. اما اگر این کارها هم مؤثر نبود، آنوقت خواهرخرسی باید چهکار کند؟
«ناخن جویدن خرسی» یکی از کتابهای مجموعهی «خانواده ی خرسی» نوشتهی استن و جن برنستین است. نویسندگان این مجموعه تلاش کردهاند مهارتهای ساده اما مهم زندگی را در خلال داستانهایشان به کودکان بیاموزند. در کتاب «ناخن جویدن خرسی» یکی از عادتهای بد و متداول کودکان مطرح شده است که بهسادگی و یکباره نمیتوان آن را از سر کودک انداخت. شخصیتهای داستان نیز این نکته را در نظر دارند و میدانند که باید صبر و حوصلهی زیادی داشته باشند. آنها هربار با مطرح کردن راهکاری تازه به کودک کمک میکنند از عهدهی مشکلش بربیاید.
استنلی ملوین برنستین (استن) و جانیس ماریان برنستین (جان) هردو متولد ۱۹۲۳ در فیلادلفیا بودند که تا زمان مرگ استن در سال ۲۰۰۵، به مدت ۵۹ سال، با هم زندگی کردند. آنها نویسندگان و تصویرگرانی آمریکایی بودند که بیشتر با ساخت سریالهای کودکانهی «خرسهای برنستاین» شناخته شدند.
از دیگر کتابهای مجموعهی «خانواده ی خرسی» میتوان به موارد زیر اشاره کرد: