الویس کوچولو تنها یک آرزو دارد: این که کسی او را در آغوش بگیرد. او هر جا که میرود، دیگران را میبیند که همدیگر را بغل میکنند: در شهر، در پارک، در ایستگاه راهآهن و در زمین بازی فوتبال . اما الویس بیچاره آنقدر تیغتیغی است که با آن همه خار هیچ کس نمیخواهد او را در آغوش بگیرد.
در حالی که الویس امیدش را از دست داده است، ناگهان صدای ناامیدانهای به گوشش میرسد: «هیچ کس نمیخواهد من را ببوسد؟» آیا این موقعیت خوبی برای الویس است که با این همه تیغ و خار بتواند دوستی پیدا کند؟
جان آ. رووه با قدرت تخیل بی پایانش اثری پویا و بسیار دوستداشتنی خلق کرده است؛ اثری به زبان ساده و با تصاویری جذاب. او در این اثر، اهمیت داشتن ارتباطی نزدیک و صمیمی با دیگران را به نمایش میگذارد.