توضیحات کتاب مدام - بخشی از متن:
تو
درآخرین پیغامهایت از بیدلیل رفتنم گله کرده بودی. از این که چرا به
خودم زحمت نوشتن چهار کلمه را ندادهام و من فکر میکنم شاید حالا وقت خوبی
برای نوشتن باشد و باور کن که این، بار اول نیست که برایت مینویسم. پیش
از این هم بارها نشستهام، همه چیز را برایت نوشتهام و بعد به خودم
آمدهام و دیدهام جای دیگری هستم و کلماتم در ناکجای دیگری جا ماندهاند.
با
این حال باز تلاش میکنم. منتی سر تو نیست. من تنها دلخوشی روزگارم همین
است. همین کلماتی که هر بار به مقصد تو معلق بین زمین و آسمان ناکجا قطار
میشوند. هرچند که همواره نمیرسند و...
چکیده کتاب مدام : این کتاب، داستان یک خیال است، حکایت گم کردن زمان و
جهتها. جایی که دیروز و فردا یکی است و آدمها و اتفاقها تکرار
هذیانگونه خاطراتند. هذیانی بیانتها. سرگیجهای ناتمام.







