چهارمین جلد از مجموعه هیجانی و پرفراز و نشیب مایکل وی روایتگر تلاش مایکل و الکتروکلن برای نجات یک کودک نابغه و دختر چینی اوتیسمی ملقب به اژدهای یشمی از دست الجن است. او این دو را به قصد سوء استفاده از قدرتشان و به دنبال آن دستیابی به سلطه جهانی در امن ترین پایگاه خود زندانی کرده است.
چالشی بزرگ و حیرت آور که “مایکل و الکتروکلن” و “الجن و نیروهایش” را به مقابله با یکدیگر وامی دارد.
گزیده ای از کتاب
ما چهار اسب سوار آخرالزمان هستیم که پیش گویی شده تاریخ بشر رو به انتها می رسونن. این هزاران سال پیش نوشته شده که «به آن ها» یعنی ما، «قدرتی بر زمین داده شده تا با شمشیر، قحطی، طاعون و هیولاهای وحشی، به قتل عام مشغول شوند». البته ما با تاب دادن شمشیر، دست هامون رو آلوده نمی کنیم. ما برای اون کشورهایی که پیرومون هستن، پول و سلاح فراهم می کنیم؛ بعد اون ها رو به سمت درگیری هدایت می کنیم. ما با کشورهای کوچک شروع می کنیم و درست مثل جنگ های کره و ویتنام، این درگیری های کوچک، کشورهای بزرگ تر رو پشت سرشون می کشن تا اینکه جنگ جهانی سوم اتفاق بیفته. صدها میلیون نفر می میرن.