حضورش خیلی پر رنگ بود، طوری که حتی در شلوغیها گم نمیشد. دو سه هفته پیش یک خواب روشن دیده بود. خواب دیده بود ستارهها در آینههای دریا میرقصند. پا به آینهها گذاشته بود و آینه به آینه جلو رفته بود و رسیده بود به جزیره ای نامکشوف و بکر و مقدس؛ جزیرهای که همه چیزش از روشنی بود. درختانی از سبز و گیاهانی از زرد. آنجا فرشتهای با لیوانی از باده مقدس و تکه نانی از نانهای بهشت از او پذیرایی کرده و بعد او را به سمت دنیای بیداری برگردانده بود و...
چکیده کتاب شایعات اطراف دکه روزنامه فروشی : این کتاب، از سری داستان های کوتاه فارسی، نوشته ( رسول یونان ) بوده که توسط انتشارات ثالث تهیه و روانه بازار شده است.