سلام، با یه خبرنامه بفرمایید کتاب و پیشنهاد کتاب دیگه برگشتم. با کتابی که وقتی میخوندم ده ها قفل ذهنی رو برام باز کرد.
تو اوضاع و احوال ویروس کرونا، وقتی که کشور به کشور شروع به واکنش در مقابل این ویروس می کردن، صدای فردریش هایک همیشه تو گوشم طنین انداز بود. کشوری مثل چین با مشت آهنین و انحصار خبری تو همون روزهای اول ادعا کرد که آمار مبتلایانش به صفر رسیده! اما تو کشورهای دیگر، حتی با پیشرفته ترین پزشکی ها ازین خبرها نبود.
حالا که گردوغبار کرونا نسبت به سال گذشته کمی فروش کرده و امید واکسن باعث آرامش روانی بیشتری شده، با نگاه پس نگرانه به سال گذشته میتونیم نگاه کنیم. میتونیم ببینیم که دولت های توتالیتر با همکاری مردمی که از زیر بار مسئولیت هاشون شونه خالی کردن، تو این مدت چقدر از آزادی های مدنی خودشون رو از دست دادن. کرونا بحرانی به مراتب کوچکتر از جنگ های جهانیه اول و دوم بوده. همین اتفاق و نوع رویکرد فلسفه سیاسی کشورهای مختلف تو تمام مدت قرن بیستم هم وجود داشته و با کتاب هایک با عنوان راه بردگی قابل مقایسه است.
اینجاست که نقش هایک با تعاریف فلسفی و سیاسی مکاتب مختلف در مورد آزادی و عدالت، درک مناسبی بهمون نشون میده که چطوری امنیت کوتاه مدت رو فدای آزادی و عدالت بلندمدت میکنیم. البته با دست های خودمون، و با استقبال دولت ها برای قدرت بیشتر. در این راه نه به خواسته هامون میرسیم، یعنی یک شبه تهدیداتی مثل کرونا نیست و نابود نمیشه، و در عین حال مهمترین ارزشها و دارایی مون یعنی آزادیمون رو هم از دست میدیم.
چون دولت های بزرگی رو میسازیم که هیچ انگیزه بنیادینی برای موثر بودن ندارن. هر اتفاقی بیفته، بالاخره دستگاه چاپ پول (حالا 0 های کامپیوتر) هست که بدهی های دولت رو نجات بده. برای همین دولت هیچوقت ورشکسته نمیشه، برعکسه یه کسب و کار خصوصی که اگه کارآمد نباشه هیچ خبری از این حرفا نیست.