کتاب دختر خوب(زندگی پنهانی مادرم) - «جازمین دارزنیک» در پنج سالگی همراه با خانواده اش ایران را به مقصد آمریکا ترک کرد و در حالی بزرگ شد که چیز زیادی از گذشته ی خانواده اش نمی دانست. در بیست و چند سالگی وقتی به مادرش کمک می کرد وسایلش را برای اثاث کشی از یک خانه جمع کند، عکسی میان یک دسته نامه ی قدیمی یافت. دختر توی عکس مادر «جازمین» بود در لباس عروسی، اما کنار او مردی ایستاده بود که جازمین قبلا هیچ وقت او را ندیده بود و...