چنین گوید این فقیر که چون دیدم شیخی عظیم چون ( مولانا شمس الدین تبریزی ) حضرت مولا ( امیرالمؤمنین علی مرتضی- ع) را سواد ولایت وجود می فرماید، دیگر تا پایان عمر، جز بر طبل عظمت و بزرگی و نازنینی حضرت او، بر طبل دیکر نکوبم.
- اگر آن شاه و ماه و بنده درگاه احدیت، دلبر سرمست حضرت شمس و مولانا جلال الدین محمد مولوی ست، چرا دلبر سرمست من نباشد:
آن دلبر سرمست من، بستد قدح از دست من - اندر کشیدش همچو جان، کان بود جان را جان فزا
- اگر شیخ اجل ( سعدی شیرازی ) در روز حساب دامن آن شفیع را می گیرد، چرا من امروز نگیرم:
فردا که هر کسی به شفیعی زنند دست - ماییم و دست و دامن معصوم مرتضی
- اگر او مقصود امر کن فکان و مطلوب اسم جسم و جان است و مفتی درس انس و جان خواجه شیراز( حافظ)، چرا مقصود من نباشد:
مقصود امر کن فکان، مطلوب اسم جسم و جان - مفتی درس انس و جان، معنی حرف انما
و...
( فروشگاه اینترنتی دین بوک )
چکیده کتاب بو تراب نامه : این کتاب، ( امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب-ع ) را در متون منثور پارسی، توسط ( سیداحمد بهشتی شیرازی )، به نگارش در آورده است.