"درست مثل پارسال، و سال قبل از آن، و هر عید یا موقعیت دیگری که میتوانست بین تولدهای خواهرش پیدا کند. طبقه های زیادی مملو از این به اصطلاح هدیههای ژولیان داشت. بعضیهایشان را با صداقت به او هدیه داده بود، و بعضی را فقط به این خاطر که در کتابخانهای که به آن اتاقخواب می گفت، برای کتابهای بیشتر جا باز کند. جایی که در آن، دستههای کتاب مرتفع و ناپایدار جوری روی یکدیگر چیده شده بودند که حتی گربهها هم نمیتوانستند مسیرشان را در این هزارتوی پر پیچ و خم پیدا کنند."